چراغ را خاموش
کن صدایت را روشن اشک هایم را
پاک کن لبخندم را پر
رنگ تنهایی را رها
کن بزن بر شیشه ی
دردم سنگ سیاهی را به
باد بسپار بگو از دلهای
تنگ واژه به واژه
مرا بسرای بگو از شادی شروع شور نگو از غم غربت غرور بگو از زنده گی بازگشت نگو از مرگ رفتن…
* تنها همین از دلم بر آمد... انقدر خسته و نا امیدم که دستم به نوشتن نمی رود،نگران نباشید دعایم کنید!
چهل و دومین پیوند فاصله هایمان مبارک
شوریده(مرسا) نوشته شده در دوشنبه 26 دی1390ساعت
توسط شوریده (مرسا) و ابراهيم|
| Design By : Pars Skin |

