تبليغاتX
زخم نهان مرهم نهان

زخم نهان مرهم نهان


از آن روزهایی است که دلم میخواهد

در خود بپیچم

با خود بشینم

هیچ صدایی نباشد

از آن روزهایی که دلم میخواهد

پر کشم از این هیاهو

زل بزنم به تمام مردمانی که

در هجوم دردها و ترسها

می روند و می روند

چه قدر دلم میخواهد

در انبوه این سوالها نباشم

و هیچ صدایی نباشد

 

از آن روزهایی که دلم میخواهد

با صدای بلند انقدر گریه کنم

که خسته شوم

کرخ شوم

و خوابم ببرد

و هیچ صدایی نباشد

 

از آن روزهایی که دلم می خواهد

قدم بردارم در سیاهی آسفالتهایی که

نه هدفی دارند و نه تمامی

و عشق بازی کنم با میادین و کوچه هاو خیابانها و جدولها

با افکارم...

 

از ان روزهایی که دلم میخواهد

از این به ظاهر آدمها فرار کنم

کسانی که نمی فهمند

و خود فکر میکنند که خیلی می فهمند

...

 

 اما این روزها از آن روزهایی است

که دستانم را به دورم حلقه میکنم

و آرام در آغوش خودم اشک می ریزم

و اشکها را گهگاهی از روی گونه هایم پاک میکنم

در دلم دردها دارم....

 

 

 

 

 

*بعضی از

 امید دادنهای اطرافیان 

شبیه این میمونه که

 تو صحنه اعدام

به یه محکوم پس از عطسه کردن بگی

عافیت باشه...!

 

*دلم دنیا دنیا آغوش گرم میخواد

دلم یه دنیا گریه میخواد

بغضی نشکسته دارم

خدایا

میشه سرمو بذارم رو پات و تو موهامو ناز کنی؟

                                                   

                چهل و سومین پیوند جدایی هایمان مبارک

                                                شوریده(مرسا)


نوشته شده در چهارشنبه 26 بهمن1390ساعت توسط شوریده (مرسا) و ابراهيم|


آخرين مطالب
» این روزها....
» دلم را روشن کن...
» عظمت غیبت تو
» عاشقانه
» بعد از مدتها....
» پیوند سه ساله شد
» آه، دل خستم!
» نیست...... جز.....
» دیر دیر عیدتون مبارک!
» دنیای بی تو
Design By : Pars Skin