تبليغاتX
زخم نهان

این چه استغناست یا رب، وین چه قادر حکمتست.........کاین همه زخم نهـــــــان هست و مجال آه نیست



 

در این تاریکی روز

چه امیدی به فرداهای دور باید داشت؟

در این ظلمت درد

چه امیدی به مرهم های نور باید داشت؟

کس نمیداند که چه سخت

روز می گذرانم

و چه غمناک

به کابوس شب پا می گذارم

کس نمیداند که چه تنها

تنها با یک بال شکسته

پرواز را به رویا می کشم

که می داند لبخند اشک چه معنا می دهد؟

که می داند که در کابوس، رویا زدن چه معنا می دهد؟

که می داند که آسمان بی ستاره چه معنا میدهد؟

که می داند که باغ بی پروانه چه معنا می دهد؟

و تنها خود می دانم

می دانم و بر این دانستن می گریم

نه بر درد خویش

تنها برای گم کردن خویش

در کدام یک از دردها خفته ام؟

در چه لحظه ای جا مانده ام؟

در مرداب کدام شب پا گذاشته ام؟

که دیگر جاری نمی شوم

و چه بی تاب در تب سرد گم شدن می سوزم

می سوزم و آبی بر آتش درونم نیست

آشنایی در وادی بی فرداییم نیست

گم شده ام و نمیدانم کجا مانده ام؟

کجا و در چه لحظه ای خفته ام؟

به کابوس رفته ام یا به رویا

به مرداب ریخته ام یا به دریا؟

چه سرگردان و خسته ام

چه بی تاب و شکسته ام

اما نمیدانم که من کجا نشسته ام؟

تنها همین را دانم

که دردهایم ز اوست و درمان همه اوست....

.

.

.

سلامی گرم و بی پایان

به شما دوستان عزیزتر از جانم

گلایه ها زیاده و من هیچ حرفی ندارم جز سکوت

اینکه چرا نبوده ام و نیستم

اینکه چرا نمینویسم و نمی آیم

بماند .... همین که خود میدانم بس است

فقط اینو بدونین که هیچ گاه و حتی لحظه ای

از خاطر خسته ام نرفته اید

و این نبودنها دلیل بر بی اعتنایی نیست

دلیل بر زخم تلخ زندگیست

که دیگر جای جای این دلم را

یادگاری حک کرده است

این آخرین مطلبی است که مینویسم

میروم

شاید خیلی زود بر گردم

شاید هیچ گاه باز نگشتم

اگر خود را پیدا کردم

حتما می آیم و دیگر از غم نمینویسم

گم شده ام و زخمی ام

خسته ام.... پس تا زمانی که نفس را پیدا نکردم

نیستم....

امیدوارم منو ببخشین

و برای پیدا شدنم دعا کنین

همتونو دوست دارم

و همیشه به یادتون هستم

گاه گاهی به خونه های پر مهرتون سر میزنم

اما تا زمانی که آشنایان اینچنین راه نفس را برایم بسته اند

و اینچنین زمان را از من گرفته اند

نمیتوانم چیزی بنویسم

خدا پشت و پناه همتون

امیدوارم شاد باشید و عاشق

یا حـــــــــــــــــــق

.

.

.

تقدیم به تنها امید بودنم...

به او که عاشقانه سالهاست منتظر آمدنش هستم

به او که این سروده ها همه از وجود اوست

دل من چه عاشـــــــــقانه

                 چه غمـــــــین و صادقانه

باز تو رو بــــــهانه کرده

                 ای عزیز جــــــــــــاودانه

ای امیــــــــــــد مهربونم

                 تو نباشـــــــــی من نمونم

دل من تنـــــــــگه برایت

                  تو بیا تا من بخـــــــــونم

بخـــــــونم از با تو بودن

                  از نهـــــــــــــایت رسیدن

از درخشیدن تو مهتـــاب

                  تک به تک ستاره چیدن

برویــــــــم با هم به رویا

                  به روزای شاد دنیـــــــــا

بسازیم خونه ی عشـــقی

                  با تمام سادگـــــــــــــــیها

به ستاره ها بخــــــــــــندیم

                  به نبــــــــودن پا نبـــندیم

بت غم رو عاشــــــــقانه

                  برای دلها بشـــــــــــکنیم

ای خدا بازم ســراب بود

                  نقش رویام روی آب بود

من هنــــــوز تنهای تنهام

                  غم و اشکم ناب ناب بود

+ نوشته شده در  شنبه 4 اسفند1386ساعت   توسط شوریده (مرسا) و ابراهيم  | 

 
src="http://www.tebyan.net/service/nava_nama/sound/traditional/saz%20va%20avaz.wma" width="115" height="40" BGCOLOR="#000000" loop="infinite" autostart="true">